زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست
گم گشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست
پ.ن1: ه.ا.سایه
پ.ن2: چیزی نشده، فقط دلم میخواست این شعرو بنویسم
همه چیز خوبه فقط خسته ام! جای همتون واقعا حالی دیروز اثباب کشی داشتیم!
این مخابرات هم مرض داره! اس ام اسی که دو روز پیش ارسال شده، امروز میرسه! اونم چه اس ام اسی! تو که به موقع اس ام اس های ملت رو به هم نمیرسونی، همیشه هم بعد از ۲۴ ساعت دیگه بی خیالش میشی، نمیشد اینم بی خیال بشی؟
فکر کن! فقط یه لحظه فکر کن امشب که میخوابم دیگه بیدار نشم! فکر کنم فردای بی من روز جالبی باشه. روزی که همه توش شوکه میشن و مبهوت..!
فقط یه سوال میمونه! برای چی باید اون بنده خدا به من زنگ میزد؟ اصلا این وسط اون از کجا باید پیداش میشد که به من زنگ بزنه؟!!